AnisaAnisa، تا این لحظه 8 ماه و 25 روز سن دارد

Anisa va mamanesh♥️😍

Anisa :26 septembe 2018 / Living Sweden/❤️

♥️ الهم عجل الوليك الفرج ♥️

يا صاحب زمان دخترمو كمك كن جوري تربيت كنم ك مانع ظهورت نشه اقا جان ♥️

تولد دایی جون و خاله ❤️

سلاااااام.....  امروز تولد احمد جون و غزلی بود ....  خواهر و برادر من..... (مامان انیسا 🌹) خوب بود خوش گذشت  ولی واسه انیسا زیاد جالب نبود چون سروصدا زیاد بود ... گیج شده بود ❤️ انیسا خانم  دایی جون ۱۵ ساله شد و خاله جون ۱۲ سال ... البته ی هفته دیگه مونده ولی ما جشنشو زود تر گرفتیم ....  چن روز پیشم جشن Avslutning 9am  بود یعنی کلاس نهمش تموم شد ... صب باهم رفتیم یک ساعت نیم اونجا بودیم و برگشتیم  دایی خیلی خوشحال شد مارو دید  و‌کلی عکس گرفتیم  اینم معلم فارسی دایی واقعا زن خیلی خوبی بود    عکس با خاله ج...
26 خرداد 1398

پرنسس خانم❤️

سلام دختر خانمی .....☺️💋 خیلی وقته واست ننوشتم و دلم خواست بیام بنویسم واست زندگی مامان ....❤️💋   تو این چن هفته اتفاق مهم تولد بابا جون بود ک نهم جون بود و ‌بخواست خود بابای جشنی نگرفتیم اما سه نفره رفتیم رستوران و کل روز رو باهم بودیم ....  و‌اینکه ی اتفاق دیگم این بود ک مامان با دوستای قدیمش ک ب خاطر ی سری حرفا از. هم دور شدیم دوباره باهم خوب شدیم و. کلی خاطرات خوب رو ثبت کردیم باهم تو این چن روز و‌اینکه چقد تورو دوس دارن و کلی ازت عکسای خوش کل میگیرن ....  تو این چن وقتم اصلا درست نه شیر میخوری و نه غذا و شبام همش بیداری  ...
22 خرداد 1398

میوه و غذا خوردن پرنسس❤️

 سلامممممم  اومدم از میوه خوردن پرنسس بنویسیم  تقریبا دوماهی میشه که داریم بهت میوه میدیم و خیلی دوست داری .....  طعم‌ توت فرنگیو خیلی خیلی دوس داری .....  مامان بزرگم همیشه میره میخره تو یخچالشون میزاره ....  البته میوه های طبیعی تا حالا ندادیم بهت ب جز موز .... بقیشون رو از این میوهای مخصوص بچه میگیریم از ایکا ....  اولین باری ک بهت میوه دادم اشکم در اومد نمیدونم چرا خداروشکر کردم ب خاطر وجودت اولین باری ک لباستو گثیف کردی با خوردن میوه و غذا خداروشکر کردم ....  حسه خیلی قشنگیه.... از غذا خوردنتم بگم که اولین با...
31 ارديبهشت 1398

ویدیو های پرنسس خانم ❤️

 سلام   سلام سلام    اینم از  ویدهات  مامان جونی ......  وقتی نپی تو باز می‌کنم   خیلی  خوشحال میشی ،،،،، اصلا دوست نداری   دیر ب دیر  نپی تو چنج کنم  مامانیم تن تن عوض میکنه  که دختری اذیت نشه❤️🥰 اینم ویدیورم وقتی میخواستی بخوابی و خیلی خوابت میومد گرفتم پرنسسم ❤️🥰 ...
17 ارديبهشت 1398

عکسای جدید آنیسا خانم❤️

وای من میمیرم وقتی اینجوری چشات پر اشک میشه 😥         سلااااام سلام سلام  اومدم با کلی عکس از انیسا خانم ....😍 پرنسس مامان و بابا ❤️🌹 مامان جان حالت بهتر شده و من الان خیالم راحت تره و میتونم عکساتو آپلود کنم  بدون استرس ..... خیلیم شیطون شدی شیرین شدی پرنسس خانم ❤️ راستی مامانی من بیشتر ازت ویدیو میگیرم تا عکس همشون ۱۰ تا ۴۰ ثانیه یین  انقد شیرینی  نگوووووو  اونا جالب‌ترن تا این عکسا انشالله بزرگ‌تر شدی همرو خودت بینی 🤗❤️ ...
9 ارديبهشت 1398

تب کردن پرنسسی❤️

  انیسا خانم ی عالمه عکسای جدید گرفتن مامانی ٫٫٫٫٫  ولی مامان جون دیشب تب داشتی از ساعت ۱۲ شب  هرکاری کردم تبت پایین نیومدن  بابایی رو بیدار کردم زنگ زد بیمارستان ۴ صبح  بردیمت بیمارستان اونجا ازت ی عالمه آزمایش گرفتن  منم گریه میکردم مامانی 😔 تا ساعت ۴ بعداظهر اونجا بودیم  همه ازمایشات خوب بود گفتن ویروسه  شیاف ایپرن دادن که قویِ ٫٫٫٫٫٫٫٫٫ الانم زیاد خوب نیستی عزیزم ناله می‌کنی و دوس داری بغلم باشی  ناز می‌کنی وااااسم  ی جور گریه می‌کنیم واسم دل آدم کباب میشه انشالله خوب میشی زووووود مامان ج...
7 ارديبهشت 1398

خاطرات سفر ب ایران❤️

سلام انیسااااا خانمممممم ،،،،،  باز اومدم بنویسم واست ،،،،،    از خاله جون و‌بچه هاش از دایی نیما جون ک برای اولین بار بود میدیدنت ،،،  خاله اینا از استرالیا اومده بودن و دو هفته زود تر از ما رفتن و فقط دو‌هفته خاطره ساختی باهاشون. مامان جون .....  چقد بغلت کرد و دوست داشت ، تو حس قشنگ خاله بودن رو تو بهش هدیه دادی پرنسس خانم 😅😅😉😛 اصلا نمیزاشت بهت نزدیک شه دخترش اخه ی خورده شیطون بود ویانا خااااانم تو رو اذیت می‌کرد ..... ۱/۵ سالش بود و شیطون و پسر خاله إید‌ن ۴ سالش بود وخیلی مودب آروم انقد نااااااازت میداد ک حد نداشت باهات حرف میزد خیلی ماه بود  تو ...
6 ارديبهشت 1398